![]() |
![]() |
|
| زنده , زندگی , زندگانی , زنده بودن,,,,,,, هستی و نیستی |
|
تا حالا ابر شدی که همه به تو نگاه کنند و التماس کنند که تو بباری برای اونا یا نه همیشه قطره بارون بودی و التماس می کردی که اجازه بدند که به پنجره بخوری
++ــــ++ـــ++ـــ++
روزگاريست همه عرض بدن می خواهند همه از دوست فقط چشم و دهن می خواهند ديو هستند ولی مثل پری می پوشند گرگ هايی که لباس پدری می پوشند آنچه ديدند به مقياس نظر می سنجند عشق ها را همه با دور کمر می سنجند خوب طبيعيست که يکروزه به پايان برسد عشق هايی که سر پيچ خيابان برسد
++ـــ++ـــ++ـــ++
ای دوست دلت هميشه زندان من است آتشكده عشق تو از آن من است آن روز كه لحظه وداع من و توست آن شوم ترين لحظه پايان من است
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1387/11/25ساعت 14:22 توسط احسان |
|
|
صفحه نخست پروفايل مدير وبلاگ پست الکترونيک آرشيو وبلاگ عناوين مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام میکنم به همه کسانی که به این وبلاگ میان و من از حضورشون و دیدن نظرات خوشگلشون خوشحال میشم
اسمم احسان و 23 سالمه و ساکن تهران . تا همین جا بسسه[چشمک][لبخند] |
| پيوندهاي روزانه |
|
__دکتر شاهکار بینش پژوه__ زندگي نامه حسين پناهي سياوش قميشي آرشيو پيوندهاي روزانه |
|
RSS
|