![]() |
![]() |
|
| زنده , زندگی , زندگانی , زنده بودن,,,,,,, هستی و نیستی |
|
گاه و بيگاه لب پنجره ی خاطره ام ميايی ديدنت حتي از دور آب بر آتش دل ميپاشد آنقدر تشنه ديدار توام که به يک جرعه نگاه تو قناعت دارم دل من لک زده است گرمی دست تو را محتاجم |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1388/04/12ساعت 12:0 توسط احسان |
|
|
صدای چک چک اشکهايت را از پشت ديوار زمان می شنوم و می شنوم که چه معصومانه در کنج سکوت شب برای ستاره ها ساز دلتنگی می زنی و من می شنوم می شنوم هياهوی زمانه را که تو را از پريدن و پرکشيدن باز می دارد آه.......... ای شکوه بی پايان ای طنين شور انگير من می شنوم به آسمان بگو که من می شکنم هر آنچه تو را شکسته و می شنوم هر آنچه در سکوت تو نهفته |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1388/04/06ساعت 11:23 توسط احسان |
|
|
صفحه نخست پروفايل مدير وبلاگ پست الکترونيک آرشيو وبلاگ عناوين مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام میکنم به همه کسانی که به این وبلاگ میان و من از حضورشون و دیدن نظرات خوشگلشون خوشحال میشم
اسمم احسان و 24سالمه و ساکن تهران . تا همین جا بسسه[چشمک][لبخند] |
| پيوندهاي روزانه |
|
__دکتر شاهکار بینش پژوه__ زندگي نامه حسين پناهي سياوش قميشي آرشيو پيوندهاي روزانه |
|
RSS
|