![]() |
![]() |
|
| زنده , زندگی , زندگانی , زنده بودن,,,,,,, هستی و نیستی |
|
یکى در پیش بزرگى از فقر خود شکایت میکرد و سخت مینالید بزرگ گفت: خواهى که ده هزار درهم داشته باشى و چشم نداشته باشى؟ گفت: البته که نه. دو چشم خود را با همه دنیا عوض نمی کنم گفت: عقلت را با ده هزار درهم، معاوضه میکنى؟ گفت: نه گفت: گوش ودست و پاى خود را چطور؟ گفت: هرگز بزرگ گفت: پس هم اکنون خداوند، صدها هزار درهم در دامان تو گذاشته است باز شکایت دارى و گله می کنى؟! بلکه تو حاضر نخواهى بود که حال خویش را با حال بسیارى از مردمان عوض کنى و خود را خوش تر و خوشبختتر از بسیارى از انسانهاى اطراف خود میبینى. پس آنچه تو را داده اند، بسیار بیشتر از آن است که دیگران را داده اند و تو هنوز شکر این همه را به جاى نیاورده ای و خواهان نعمت بیشترى هستى؟!!! |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1387/12/23ساعت 0:32 توسط احسان |
|
|
چی می شد اگه خدا امروز وقت نداشت به ما برکت بده
چرا که دیروز ما وقت نکردیم ازش تشکر کنیم چی می شد دیگه هرگز شکو فا شدن گلی رو نمی دیدیم چرا که وقتی خدا بارون فرستاده بود گله کردیم چی می شد اگه خدا عشق و مراقبتش را از ما دریغ می کرد چرا که ما از محبت ورزیدن به دیگران دریغ کردیم چی می شد اگه خدا امروز به حرفهامون گوش نمی داد چون دیروز به دستوراتش خوب عمل نکردیم چی می شد اگه خدا خواسته هامونو بی پاسخ می گذاشت چون فراموشش کردیم |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1387/12/16ساعت 8:41 توسط احسان |
|
|
زن و مرد جوانی به محله جديدی اسبابکشی کردند.
روز بعد ضمن صرف صبحانه، زن متوجه شد که همسايهاش درحال آويزان کردن رختهای شسته است و گفت: لباسها چندان تميز نيست انگار نمی داند چطور لباس بشويد. احتمالا" بايد پودر لباسشويی بهتری بخرد. همسرش نگاهی کرد اما چيزی نگفت. هربار که زن همسايه لباسهای شستهاش را برای خشک شدن آويزان میکرد زن جوان همان حرف را تکرار میکرد تا اينکه حدود يک ماه بعد، روزی از ديدن لباسهای تميز روی بند رخت تعجب کرد و به همسرش گفت: ياد گرفته چطور لباس بشويد. ماندهام که چه کسی درست لباس شستن را يادش داده! مرد پاسخ داد: من امروز صبح زود بيدار شدم و پنجرههايمان را تميز کردم! زندگی هم همينطور است. وقتی که رفتار ديگران را مشاهده میکنيم، آنچه که میبينيم به درجه شفافيت پنجرهای که از آن مشغول نگاه کردن هستيم بستگی دارد. قبل از هرگونه انتقادی، بد نيست توجه کنيم به اينکه خود در آن لحظه چه ذهنيتی داريم و از خودمان بپرسيم آيا آمادگی آن را داريم که بهجای قضاوت کردن فردی که میبينيم درپی ديدن جنبههای مثبت او باشيم؟ |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1387/12/02ساعت 1:45 توسط احسان |
|
|
صفحه نخست پروفايل مدير وبلاگ پست الکترونيک آرشيو وبلاگ عناوين مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام میکنم به همه کسانی که به این وبلاگ میان و من از حضورشون و دیدن نظرات خوشگلشون خوشحال میشم
اسمم احسان و 24سالمه و ساکن تهران . تا همین جا بسسه[چشمک][لبخند] |
| پيوندهاي روزانه |
|
__دکتر شاهکار بینش پژوه__ زندگي نامه حسين پناهي سياوش قميشي آرشيو پيوندهاي روزانه |
|
RSS
|