![]() |
![]() |
|
| زنده , زندگی , زندگانی , زنده بودن,,,,,,, هستی و نیستی |
|
گویند روزی شخصی
نابینایی را در راهی دید که در یک دست سبو و در دست دیگر فانوس داشت به او گفت تو که نمی بینی فانوس به چه کارت آید گفت این فانوس از بهر کوردلان تاریک اندش است که به من نخورند و سبوی من را نشکنند |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/05/26ساعت 11:40 توسط احسان |
|
|
تا بد فروغ مهر و مه از قطره هاي اشك
باران صبحگاه ندارد صفاي اشك گوهر به تابناكي و پاكي چو اشك نيست روشندلي كجاست كه داند بهاي اشك ؟ ماييم و سينه اي كه بود آشناي اشك گوش مرا ز نغمه ي شادي نصيب نيست چون جويبار ساخته ام با نواي اشك از بسكه تن ز آتش حسرت گداخته است از ديده خون گرم فشانم بجاي اشك |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1386/05/18ساعت 17:36 توسط احسان |
|
|
صفحه نخست پروفايل مدير وبلاگ پست الکترونيک آرشيو وبلاگ عناوين مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام میکنم به همه کسانی که به این وبلاگ میان و من از حضورشون و دیدن نظرات خوشگلشون خوشحال میشم
اسمم احسان و 24سالمه و ساکن تهران . تا همین جا بسسه[چشمک][لبخند] |
| پيوندهاي روزانه |
|
__دکتر شاهکار بینش پژوه__ زندگي نامه حسين پناهي سياوش قميشي آرشيو پيوندهاي روزانه |
|
RSS
|