![]() |
![]() |
|
| زنده , زندگی , زندگانی , زنده بودن,,,,,,, هستی و نیستی |
|
سلام به همه دوستان خوبم امیدوارم که امسال( سالی که گذشت) سال خوبی برای شما و خانوادتون بوده باشه و سال جدید هم همینطور باشه پیشاپیش سال جدید رو به همتون تبریک میگم ایشالا که 120 سال عمر بکنین بچه ها , دوستان خوبم فکر میکنم که من مثل قبلاَ" نتونم وبلاگم رو آپ کنم آخه 1 مقدار مشکل برام پیش اومده و شرمنده اگه دیر به وبلاگ هاتون سر میزنم شاید اصلا" تا چند وقت On نشمبه هر حال سال خوبی داشته باشید همه شما ها رو « دوست دارم » همیشه و همه حال خوب ، خوش ، شاد و خرم باشید |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1385/12/27ساعت 0:15 توسط احسان |
|
|
به عشق گفتم:تا تورو دارم تنها نيستم منو تنها گذاشت و رفت... به احساس گفتم: تا تورو دارم تنها نيستم منو تنها گذاشت و رفت... به وفا گفتم:تا تورو دارم تنها نيستم اونم منو تنها گذاشت و رفت... ولي وقتي به تنهايي گفتم: تا تورو دارم تنها نيستم موندو هم دم و مونسم شد |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1385/12/25ساعت 0:23 توسط احسان |
|
|
سلام بچه ها خوبین ؟ بچه ها تا حالا دقت کردین که وقتی با کسی دوست میشین و عاشقش میشین تا وقتی که فقط همون یه نفر رو دوست دارین عاشق هستین و با وجود نفر دوم دیگه عاشق به حساب نمیاین ؟ می دونید چرا ؟ به نظر من به خاطر اینه که « عشق » فقط و فقط 1 بخشه به نظر من که کسی که عاشق هست ( عاشق واقعی ) دنبال عشق دیگه ای نمیره !!!... و اوون کسی که بر روی اجبار دنبال عشق دیگه میره ( همون قلب شکسته هست )« مثل من » چرا ما آدم ها عادت داریم که دل بقیه آدم ها رو بشکنیم چرا از کارها , صحبت ها , حرکات , احترام ها, دوست داشتن ها و, و, و , ووو... فقط سوء استفاده میکنیم ؟ ؟ ؟ « ؟؟؟ سوال ؟؟؟ » بچه ها فکر میکنید که اگه دستگاهی بود که میزان عشق آدم ها رو نشون می داد چند در صد از ما ها حاضر بودیم که با این دستگاه تست بشیم ؟ ؟ ؟ « نمیدون واسه چی این ها رو گفتم ولی ... » همیشه خوش باشین { با نظرها تون منو مثل همیشه خوشحال کنید ممنون میشم } |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1385/12/19ساعت 23:39 توسط احسان |
|
|
روي تخته سنگي نوشته شده بود: اگر جواني عاشق شد چه کند؟ من هم زير آن نوشتم: بايد صبر کند براي بار دوم که از آنجا گذر کردم زير نوشته ي من کسي نوشته بود: اگر صبر نداشته باشد چه کند؟ من هم با بي حوصلگي نوشتم: بميرد بهتراست براي بار سوم که از آنجا عبور مي کردم انتظار داشتم زير نوشته من نوشته اي باشد اما زير تخته سنگ . جواني را مرده يافتم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1385/12/15ساعت 23:7 توسط احسان |
|
|
داشتم توي خيابان هاي شهرعشق قدم مي زدم گذارم افتاد به قبرستان عشق خيلي تعجب کردم تا چشم کارمي کرد قبر بود پيش خودم گفتم يعني اين قدر قلب شکسته وجود داره ؟؟ همين طور که مي رفتم متوجه يک دل شدم انگار تازه خاک شده بود جلو رفتم و ديدم روي سنگ قبر چند تا برگ افتاده کنار قبر نشستم و براش دعا کردم وقتي برگ ها را کنار زدم ديدم .!.!.!. اون دل همون کسي بود که باعث شده بود دل من خيلي پيش ها بميره |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1385/12/11ساعت 15:41 توسط احسان |
|
|
فکر مي کرديم عاشقي هم بچگيست... اما حيف اين تازه اول يک زندگيست... زندگي چيزيست شبيه يک حباب.. عشق آباديه زيبايي در سراب... فاصله با آرزو هاي ما چه کرد... کاش مي شد در عاشقي هم توبه کرد |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1385/12/04ساعت 16:18 توسط احسان |
|
|
چه قدر دوست داشتم تمام دلتنگي هاي اين روز ها را با كسي تقسيم مي كردم يا كسي بود براي گوش دادن و درد دل كردن بماند كه آنقدر فاصله زياد شده كه هرچه فرياد مي زنم گويا صدايم را نه تو مي شنوي ونه هيچ كس ديگر |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1385/12/04ساعت 16:17 توسط احسان |
|
|
صفحه نخست پروفايل مدير وبلاگ پست الکترونيک آرشيو وبلاگ عناوين مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام میکنم به همه کسانی که به این وبلاگ میان و من از حضورشون و دیدن نظرات خوشگلشون خوشحال میشم
اسمم احسان و 24سالمه و ساکن تهران . تا همین جا بسسه[چشمک][لبخند] |
| پيوندهاي روزانه |
|
__دکتر شاهکار بینش پژوه__ زندگي نامه حسين پناهي سياوش قميشي آرشيو پيوندهاي روزانه |
|
RSS
|