![]() |
![]() |
|
| زنده , زندگی , زندگانی , زنده بودن,,,,,,, هستی و نیستی |
|
در خواب ناز بودم شبي... ديدم كسي در ميزند... در را گشودم روي او... ديدم غم است در ميزند.... اي دوستان بي وفا... از غم بياموزيد وفا.... غم با همه بيگانگي.... هر شب به من سر ميزند |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1385/10/12ساعت 0:2 توسط احسان |
|
|
روزي از گل پرسيدم عشق چيست؟ گفت: از من خوشبو تر است. از پروانه پرسيدم عشق چيست؟ گفت: ازمن زيبا تر است. از شمع پرسيدم عشق چيست؟ گفت: از من نوراني تر است. از عشق پرسيدم آخر تو چه هست ؟ گفت: نگاهي بيش نيستم ...... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1385/10/11ساعت 23:59 توسط احسان |
|
|
سهراب گفتى: چشمها را بايد شست......شستم ولى !......... گفتى: جور ديگر بايد ديد.......ديدم ولى !.............. گفتى: زير باران بايد رفت........رفتم ولى !............. او نه چشمهاى خيس و شسته ام را.. نه نگاه ديگرم را... هيچ کدام را نديد !!!! فقط در زير باران با طعنه اى خنديد و گفت: ديوانه باران نديده !! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1385/10/11ساعت 23:55 توسط احسان |
|
|
در کلاس ادبیات معلم گفت: فعل رفت را صرف کن گفتم: رفتم ..رفتی.. رفت ساکت میشوم میخندم ولی خنده ام تلخ میشود استاد داد میزند خوب بعد ادامه بده و من میگویم: رفت... رفت... رفت رفت و دلم شکست غم رو دلم نشست رفت شادیم بمرد شور از دلم ببرد رفت ..رفت ..رفت و من میخندم و میگویم خنده تلخ من از گریه غم انگیز تر است کارم از گریه گذشته است به آن میخندم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1385/10/11ساعت 23:53 توسط احسان |
|
|
موج اگر مي دانست ساحل هيچ وقت دستش را نمي گيرد هرگز براي رسيدن نفس نفس نمي زد |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1385/10/11ساعت 23:49 توسط احسان |
|
|
صفحه نخست پروفايل مدير وبلاگ پست الکترونيک آرشيو وبلاگ عناوين مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام میکنم به همه کسانی که به این وبلاگ میان و من از حضورشون و دیدن نظرات خوشگلشون خوشحال میشم
اسمم احسان و 24سالمه و ساکن تهران . تا همین جا بسسه[چشمک][لبخند] |
| پيوندهاي روزانه |
|
__دکتر شاهکار بینش پژوه__ زندگي نامه حسين پناهي سياوش قميشي آرشيو پيوندهاي روزانه |
|
RSS
|