![]() |
![]() |
|
| زنده , زندگی , زندگانی , زنده بودن,,,,,,, هستی و نیستی |
|
گاه و بيگاه لب پنجره ی خاطره ام ميايی ديدنت حتي از دور آب بر آتش دل ميپاشد آنقدر تشنه ديدار توام که به يک جرعه نگاه تو قناعت دارم دل من لک زده است گرمی دست تو را محتاجم |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1388/04/12ساعت 12:0 توسط احسان |
|
|
صدای چک چک اشکهايت را از پشت ديوار زمان می شنوم و می شنوم که چه معصومانه در کنج سکوت شب برای ستاره ها ساز دلتنگی می زنی و من می شنوم می شنوم هياهوی زمانه را که تو را از پريدن و پرکشيدن باز می دارد آه.......... ای شکوه بی پايان ای طنين شور انگير من می شنوم به آسمان بگو که من می شکنم هر آنچه تو را شکسته و می شنوم هر آنچه در سکوت تو نهفته |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1388/04/06ساعت 11:23 توسط احسان |
|
|
سلام سلام سلام سلام سلام سلام سلام سلام سلام سلام امیدوارم که حال همیگیتون خوب باشه باز هم اومدم ولی تازگیها خیلی بد میام فقط اندازه ای میام که زنده بودنم رو خبر بدم همین کلی مشکل دارم همه چیز تکراری شدن این سربازی هم بهش اضافه شده آخه چرا ؟؟؟ 18 ماه !!!!!!! کی میره این همه راه وووووو بی خیال میگذره میدونم که به این نمیشه گفت آپ ولی........ ایشالاه دفعه بعد سعی میکنم که با یه آپ توپ بیام همیشه خوش باشید. |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1388/03/29ساعت 23:4 توسط احسان |
|
|
این هم آپ
اندازه اینی هست که بگم
زنده هستم و نمردم
نهههههههههههههه ؟؟؟؟!!!!
حوصله هیچ کاریو ندارم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1388/03/13ساعت 21:30 توسط احسان |
|
|
.........................................................................................................
........................................................................................................ .............................................سلام................................................... ....................................................................................................... شرمنده که خیلی وقته وبلاگم رو آپ نکردم به بزرگواری خودتون ببخشید دیگه حسسسش نیست ولی سعی میکنم که دوباره بیام و آپ های قشنگی رو برای جبران این چند وقت داشته باشم آرزو میکنم که همیشه خوش باشید
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1388/02/25ساعت 0:16 توسط احسان |
|
|
سلام سلام سلام سلام سلام ســــــــلــــــــــام احوالات شما؟؟؟ میدونم که خیلی واسه این چیزها دیرهههههههه ولـــــــــــــــــی دیگه به خوبی خوتون ببخشید میخواستم ای سال جدید رو به همگیتون تبریک بگم امیدوارم که این سال رو با خوبی و خوشی شروع کرده باشید و همین طور با موفقیت به پایان برسونید خیلی سرم شلوغ شده که اینقدر دیر به دیر میامNet امان از دست این سربازی تمام وقت آدم رو میگیره ولی خوب بالاخره تموم میشه به هر حال بهترین آرزو ها رو برای تمام شما دوست های خوبم دارم هر جا که هستین همیشه خوب، خوش، خرّم و پیروز باشید |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1388/01/21ساعت 20:43 توسط احسان |
|
|
یکى در پیش بزرگى از فقر خود شکایت میکرد و سخت مینالید بزرگ گفت: خواهى که ده هزار درهم داشته باشى و چشم نداشته باشى؟ گفت: البته که نه. دو چشم خود را با همه دنیا عوض نمی کنم گفت: عقلت را با ده هزار درهم، معاوضه میکنى؟ گفت: نه گفت: گوش ودست و پاى خود را چطور؟ گفت: هرگز بزرگ گفت: پس هم اکنون خداوند، صدها هزار درهم در دامان تو گذاشته است باز شکایت دارى و گله می کنى؟! بلکه تو حاضر نخواهى بود که حال خویش را با حال بسیارى از مردمان عوض کنى و خود را خوش تر و خوشبختتر از بسیارى از انسانهاى اطراف خود میبینى. پس آنچه تو را داده اند، بسیار بیشتر از آن است که دیگران را داده اند و تو هنوز شکر این همه را به جاى نیاورده ای و خواهان نعمت بیشترى هستى؟!!! |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1387/12/23ساعت 0:32 توسط احسان |
|
|
چی می شد اگه خدا امروز وقت نداشت به ما برکت بده
چرا که دیروز ما وقت نکردیم ازش تشکر کنیم چی می شد دیگه هرگز شکو فا شدن گلی رو نمی دیدیم چرا که وقتی خدا بارون فرستاده بود گله کردیم چی می شد اگه خدا عشق و مراقبتش را از ما دریغ می کرد چرا که ما از محبت ورزیدن به دیگران دریغ کردیم چی می شد اگه خدا امروز به حرفهامون گوش نمی داد چون دیروز به دستوراتش خوب عمل نکردیم چی می شد اگه خدا خواسته هامونو بی پاسخ می گذاشت چون فراموشش کردیم |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1387/12/16ساعت 8:41 توسط احسان |
|
|
زن و مرد جوانی به محله جديدی اسبابکشی کردند.
روز بعد ضمن صرف صبحانه، زن متوجه شد که همسايهاش درحال آويزان کردن رختهای شسته است و گفت: لباسها چندان تميز نيست انگار نمی داند چطور لباس بشويد. احتمالا" بايد پودر لباسشويی بهتری بخرد. همسرش نگاهی کرد اما چيزی نگفت. هربار که زن همسايه لباسهای شستهاش را برای خشک شدن آويزان میکرد زن جوان همان حرف را تکرار میکرد تا اينکه حدود يک ماه بعد، روزی از ديدن لباسهای تميز روی بند رخت تعجب کرد و به همسرش گفت: ياد گرفته چطور لباس بشويد. ماندهام که چه کسی درست لباس شستن را يادش داده! مرد پاسخ داد: من امروز صبح زود بيدار شدم و پنجرههايمان را تميز کردم! زندگی هم همينطور است. وقتی که رفتار ديگران را مشاهده میکنيم، آنچه که میبينيم به درجه شفافيت پنجرهای که از آن مشغول نگاه کردن هستيم بستگی دارد. قبل از هرگونه انتقادی، بد نيست توجه کنيم به اينکه خود در آن لحظه چه ذهنيتی داريم و از خودمان بپرسيم آيا آمادگی آن را داريم که بهجای قضاوت کردن فردی که میبينيم درپی ديدن جنبههای مثبت او باشيم؟ |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1387/12/02ساعت 1:45 توسط احسان |
|
|
تاحالا به رابطه ی دو تا چشم دقت کردی ؟؟ با هم باز ميشن با هم بسته ميشن با هم ميخندن با هم گريه ميکنن با هم ميچرخن جالب اينجاس که هيچکدوم هم اون يکی رو نميبينه . دوستی يعنی اين !!!! حالا دقت کردی اين دو تا چشم فقط زمانی که يه دختر جلوشون ظاهر ميشه يکيشون بسته ميشه و اون يکی باز ميمونه (چشمک) .
نتيجه گيری اخلاقی : دختر حتی بهترين و محکم ترين روابط دوستی رو هم به هم ميزنه!؟!؟ ( موافقها و مخالفهای این پست لطفا" دلیل نظرشون رو بگن ، ممنون میشم) { فکر کنید که یه جور نظرسنجی هست}
جدید |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1387/11/27ساعت 23:22 توسط احسان |
|
|
تا حالا ابر شدی که همه به تو نگاه کنند و التماس کنند که تو بباری برای اونا یا نه همیشه قطره بارون بودی و التماس می کردی که اجازه بدند که به پنجره بخوری
++ــــ++ـــ++ـــ++
روزگاريست همه عرض بدن می خواهند همه از دوست فقط چشم و دهن می خواهند ديو هستند ولی مثل پری می پوشند گرگ هايی که لباس پدری می پوشند آنچه ديدند به مقياس نظر می سنجند عشق ها را همه با دور کمر می سنجند خوب طبيعيست که يکروزه به پايان برسد عشق هايی که سر پيچ خيابان برسد
++ـــ++ـــ++ـــ++
ای دوست دلت هميشه زندان من است آتشكده عشق تو از آن من است آن روز كه لحظه وداع من و توست آن شوم ترين لحظه پايان من است
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1387/11/25ساعت 14:22 توسط احسان |
|
|
سلام سلام سلام سلام
بچه ها امیدوارم که حال همیگیتون خوب باشه
خیلی وقته که اینترنت نیومده بودم و وبلاگم رو آپ نکرده بودم
الآن بعد از این مدت اومدم تا بگم که چی شده و چی داره میشه
اول اینکه ۲ماه از این مدت رو به خدمت مقدس سربازی مشغول شدم
( الآن سرباز هستم، تازه کچل هم هستم
قبل از اون هم که سر مشکلاتی که با کار فرمای خودم داشتم دنبال دادگاه ووو از این جور کارها بودم
توی این مدت اتفاق های زیادی برام پیش اومد هم اتفاقات خوب برام پیش اومد و هم بد خوب هاش رو سر فرصت میگم ولی یکی از اون بد هاش که تمام فکرم رو به خودش مشغول کرده این هست که یکی از دوستای خوبم که
یه چیزی حدود۲ سال۲ سالو خورده ای با هم روی یه میز کار میکردیم
از دنیا رفت رفت رفت.....................
خیلی پسر خوبی بود خیلی خیلی ...............
تمام خاطراتی رو که باهاش داشتم فقط و فقط خنده بود
خیلی شاد بود . در ضمن من یه خورده هم خوش خنده هستم هاااا
یه وقت ها اونقدر به کارهاش و حرفهاش می خندیدم که با چکش می افتاد دنبالم
نمیتونم بگم که دوستش داشتم باید بگم که دوستش دارم
چون هنوز نتونستم از این دنیا رفتنش رو حس کنم
اگه فرصت داشته باشم( اگه این سربازی اجازه بده )
دوست دارم که چند تا از خاطرهام رو با مهران عزیز براتون بنویسم
روحش شاد
اگه خدا بخواد از این به بعد بیشتر وقت آزاد دارم سعی میکنم که به همیگیتون سر بزنم و وبلاگم رو آپ کنم
یا حق |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1387/11/17ساعت 18:5 توسط احسان |
|
|
دخترا بعد از اتمام برنامهاشون می رن خونه و منتظر می شن که نامزداشون تلفن بزنه و برنامه رو اعلام کنه.خانم های مسن خودشون برنامه رو می چينن و به شوهر می گن که چيکار کنن. دخترا می خوان که مردشون رو کنترل کنن. خانم های مسن می دونن که اگه مردشون حقيقتاً مال اونا باشه، ديگه نيازی به کنترل کردنشون ندارن. دخترا هميشه آمار دارن که چه مدته باهاشون تماس نگرفتی. خانم های مسن سرشون خيلی شلوغه که بفهمن شما تماس گرفتی يا نه. دخترا خيلی می ترسن که تنها بمونن. خانم های مسن به اين ايمان دارن که تنها بودن زمانی است برای رسيدن به کارهايی که وقت نکردن بهشون برسن. دخترا به مردهای خوب زياد توجه نمی کنن. خانم های مسن به مردهای بد زياد توجه نمی کنن. دخترا يه کاری می کنن که شما زود بيای خونه. خانم های مسن يه کاری می کنن که شما خودتون مايل باشی برگردی خونه. دخترا هميشه نگرانن که يه موقعی نکنه برا مردشون زيبا و جداب نباشن. خانم های مسن می دونن که اونا برا مردشون زيبا و جذابند. دخترا سعی می کنن که زمان اضافی ای برای مردشون نمونه. (تا نرن با دوستانشون گردش و تفريح). خانم های مسن می دونن که يکم زمان دادن به مردشون می تونه زندگی رو بهتر کنه حتی اون موقع هم اونا می تونن يکم از زمانشون رو با دوستانشون بگذرونن. دخترا فکر می کنن مردی که گريه کنه ضعيفه. خانم های مسن وقتی با اين صحنه روبرو می شن به مردشون دستمال و حوله تعارف می کنن. دخترای جوان وقتی يک مرد ناراحتشون می کنه، تلافيش رو می خوان همه مردا پس بدن. خانم های مسن می دونن که اون فقط يک مرده که اينکار رو کرده و بقيه بی گناهن دخترای جوان وقتی عاشق يکی می شن، ديگه هيچ کس رو نمی بينن بجز کسی که عاشقش شدن! اگه از طرفشون رانده بشن، خيلی براشون سخت ميشه. خانم های مسن می دونن که اگه اونا عاشق يکی بشن، ممکن اون طرف عاشقشون نباشه. برا همين اگه يه جورايی رونده شدن زياد به دل نمی گيرن. دخترای جوان وقتی يه مطلبی رو می خونن يا يه چيز ياد گرفتنی رو کسب می کنن، برا خودشون می ذارن و قيافه می گيرن. خانم های مسن وقتی يه چيزی رو کسب می کنن سعی می کنن به همه خانم ها و آقايون اطرافشون منتقلش کنن. دخترا معنی کار دارم و الآن سرم شلوغه و نمی تونم حرف بزنم رو نمی دونن. خانم های مسن سعی می کنن که در زمان های پرکار مزاحم مردشون نشن. دخترا هميشه منتظرن مورد آزار قرار بگيرن و سريع نسبت به طرفشون جبهه بگيرن. خانم های مسن اگه همچين مسئله ای پيش بياد سعی می کنن سريع طرفشون رو ببخشن. دخترا نسبت به طرز برخورد طرف مقابلشون حساسند. خانم های مسن سعی می کنن طرفشون رو درک کنن |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/07/01ساعت 0:37 توسط احسان |
|
|
در مهربانی همچون باران باش که در ترنمش علف هرز و گل سرخ يـکـيــســـت. ــــــــــــــــــــــــــــ نگاه ما به زندگی و کردار ما تعيين کننده ی حوادثی است که بر ما می گذرد ــــــــــــــــــــــــــــ بدبختی تنها در باغچه ای که خودت کاشته ای می رويد
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1387/06/12ساعت 0:48 توسط احسان |
|
|
سلام سلام سلام سلام سلام سلام سلام
سلام بچه ها چطورین ؟
خوبین ؟
من امروز خیلی خوشحالم
آخه تــــولـــــدمـه
تــــــــــــولـــــــد
تــــــــــــولـــــــد
تــــــــــــولـــــــدم مبارک
مـــــبــــارک
مـــــبــــارک
تــــــــــــولـــــــدم مبارک
امسال تولدم با چه روز خوبی یکی شده
( یعنی با مبعث حضرت رسول )
مبعث حضرت رسول مـــبـــارک |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1387/05/09ساعت 23:33 توسط احسان |
|
|
کاش می دانستيم : زندگی با همه وسعت خويش، محفل ساکت غم خوردن نيست، حاصلش تن به قضا دادن و پژمردن نيست، زندگی خوردن و خوابيدن نيست، اضطراب و هوس ديدن و ناديدن نيست، زندگی جنبش و جاری شدن است، زندگی کوشش و راهی شدن است، از تماشاگه آغاز حيات، تا به جايی که خدا می داند. |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1387/04/14ساعت 23:55 توسط احسان |
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1387/03/28ساعت 23:32 توسط احسان |
|
|
قفس داران سکوتم را شکستند دل دائم صبورم را شکستند به جرم پا به پائی عشق رفتن پر و بال عبورم را شکستند مرا از خلوتم بيرون کشيدند چه بی پر وا حضورم را شکستند تمنا در نگاهم موج مي زد ولی رويای دورم را شکستند
ـــــــــــــــــــــــــــــ
سوختم باران بزن شايد تو خاموشم کنی شايد امشب سوزش اين زخم ها را کم کنی آه باران من سراپای وجودم آتش است پس بزن باران بزن شايد تو خاموشم کنی
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/02/28ساعت 1:20 توسط احسان |
|
|
اولین کسی که عاشقش میشی دلتو میشکونه و میره . دومین کسی رو که میای « دوست داشته باشی و از تجربه قبلی استفاده کنی دلتو بدتر میشکنه و میزاره میره . بعدش دیگه هیچ چیز واست مهم نیست و از این به بعد میشی اون آدمی که هیچ وقت نبودی . دیگه دوست دارم واست رنگی نداره .. و اگه یه آدم خوب باهات دوست بشه تو دلشو میشکونی که انتقام خودتو ازش بگیری و اون میره با یکی دیگه ...... اینطوریه که دل همه آدما میشکنه |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1387/02/03ساعت 23:19 توسط احسان |
|
|
اتل متل جدایی
عروسکم کجايی ؟؟؟
گاو حسن پريشون
يه دل داره پر از خون
عشقم که رفت هندستون
خونه ام شده قبرستون
يه عشق ديگه بردار
يه دنيا غصه بردار
اسمشو بذار بچگی
تا آخر زندگی
هاچين و واچين تموم شد
عمر منم حروم شد.................. |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1387/01/09ساعت 21:11 توسط احسان |
|
|
سلام سلام
این عیید باستانی را به شما بازدید کننده
وبلاگ زندگانی
تبریک میگویم
امید وارم که سالی پر از........ نشاط پیروزی امید و سلامتی داشته باشید
یا حق |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1387/01/01ساعت 14:5 توسط احسان |
|
|
چشم چشم ، دو ابرو
نگاه من به هر سو
پس چرا نيستی پيشم؟
نگاه خيس تو کو؟
گوش گوش دوتا گوش
دو دست باز يه آغوش
بيا بگير قلبمو
يادم تو را فراموش...؟
چوب چوب يه گردن
جایی نری تو بی من
دق می کنم ميميرم اگه دور بشی از من دست دست دو تا پا
ياد تو مونده اينجا
يادت می ياد که گفتی
بی تو نمی رم هيچ جا....؟
من؟
من؟
يه عاشق
همون مجنون سابق............ |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1386/12/09ساعت 23:15 توسط احسان |
|
|
25راه براي ابراز عشق به آقايان لطفا" همه مطلب رو بخونید ( خواهش می کنم ) و بعد نظری بدین که هیچ گونه لجبازی توی کارتون نباشه تعدادي از مردها طي تحقيقاتي اظهار داشته اند كه دوست دارند چطور. دوست داشته شوند“ شما عاشق شده ايد، در خواب و خوراك و همه ساعات و دقايق خود مرد خود را احساس مي كنيد. در ظاهر مردتان هم چنين حسي دارد، چه تضميني وجود دارد كه رابطه تان به همين ترتيب پيش رود؟ با ابراز عشق؟ ولي چگونه فقط با كلمات و بوسه هاي عاشقانه يا با عمل خود نشان مي دهيد كه برايش احترام قائليد؟
حالا بشنوید ( بخونید) یه پسر( خوب ) دوست داره که دوست دخترش چی طور باشه البته خیلی بیشتر از این چیز هاست ولی......... بگيرد، شوخ طبع و در عين حال در هنگام لزوم گوش شنوا و سنگ صبور. دوست دارم دوست دخترم به من يك حس خاص القا كند حرفهايش بخنديد. يك مرتبه جني مي شود؟ با او كنار بيائيد. چيزي براي او درست كنيد، تي شرت با رنگ مورد علاقه اش برايش بخريد. به او كارت پستال بدهيد مثل يك دوست واقعي. نه اينكه هر روز به او يك دنيا هديه بدهيد اينطوری هم او را بد عادت مي كنيد. فقط به او بفهمانيد كه او را به خاطر آنچه كه هست دوست داريد. نميخواهم هميشه دنبالم باشد
معكوس داشته باشد. به زندگي خود برسيد، همانطور كه خودتان دوست داريد آزاد باشيد طرف مقابل شما هم دوست دارد آزاد باشد. همانطور زندگي كنيد كه قبل از عاشق شدن زندگي مي كرديد، شايد روش زندگي قبلي شما او را به شما علاقمند كرده باشد. به خاطرداشته باشيد عشق به معنی سپری کردن اوقات با يکديگر نيست. من عاشق تحول هستم باشيد . هيجان زدگي خودرا به طرف مقابل ابراز كنيد. وقتي قرار مي گذارم مي خواهم او را ببينيم نه اينكه برايش فيلم بازي كنم برويد با هم قدم بزنيد از دوستتان در مورد مسائلي كه به آنها علاقمند است سوال كنيد. اگر هم علاقه اي به اين كار نداريد بگذاريد او علاقه داشته باشد. شما به كارهاي خود بپردازيد. دوست ندارم هميشه با دخترها به بهترين نحو رفتار كنم باشيد. بگذاريد بعضي از اوقات بدون آرايش شما را ببينيد . به اين ترتيب او هم در كنارتان راحت تر خواهد بود. دوست دارم ، دوست دخترم به من احترام بگذارد شما آنگونه رفتار كنند. در حضور دوستانتان به او بي احترامي نكنيد، به او اعتماد به نفس دهيد و پشت سر او صحبت نكنيد. دختري مي خواهم كه مرا درك كند كنيد. نه فقط با زبانتان بلكه از صميم قلبتان. دخترهاي باهوش هم در نوع خود مشكلات بزرگي هستند نه در قالب يك انسان خود بين. با همفكري همه كارها را پيش بريد، با هم همراه باشيد و هميشه به ياد داشته باشيد كه مي توانيد از اين راه خودتان هم پيشرفت كنيد. هيچ چيز بدتر از يك دوست دختر دروغگو نيست (ايران که اصلا دروغ گفتن معني نداره اونم دخترا ! نههههههههه اصلاااااا(چه قدر، یه آدم میتونه دروغ بگههههههه؟)...!) نمي توانيد خود ر ا مسؤل بدانيد كه به دوستتان خبر دهيد. وقتي مي گوئيد با او تماس خواهيد گرفت،حتماً تماس بگيريد. پسرها از انتظار متنفرند. سعي كنيد در روابطتان همواره فرد قابل اطميناني باشيد. دوست دارم احساس كنم دوستم به من وابسته است نخواهيد شد. وقتي به تصميم گيري نياز داريد به او هم مراجعه كنيد. هيچ چيز براي يك مرد بهتر از اين نيست كه فكر كند در موقع نياز به كسي كه دوستش دارد كمك كرده است. دوست دارم وقتي از دوست دخترم دورم، دلش برايم تنگ شود آرزوي سلامتي او را مي كرديد خواهيد فهميد كه او هم به فكر شما بوده است. در همان موقع و به چيزي مشابه آنچه شما مي انديشيد فكر مي كرده است. دوست دارم دوستم به من اعتماد داشته باشد او را در رسيدن به آرزوهايش كمك كنيد. وقتي به خواسته هايش مي رسد به او توجه كنيد. تشويقش كنيد. اگر مشغله شما بسيار زياد است به او بفهمانيد كه واقعاً وقت نداريد و هميشه همراه او هستيد و در موقع مناسب جبران خواهيد كرد. من از مشاجره و داد و فرياد بيزارم، يك رابطه آرام مي خواهم علت اختلاف سليقه تان را دريابيد. اگر فكر ميكنيد اشتباه از شما بوده عذر خواهي كنيد. و به موضوع خاتمه دهيد. اگر هم اشتباه از او بود عذر او را بپذيريد. او را ببخشيد. اگر از كرده خود اظهار تاسف كرد ديگر نيازي به عصبانيت نيست مداوم اشتباهات او را به او گوش زد نكنيد. دوست دارم من را همانطور كه هستم بپذيرد نكنيد علايق او را تغيير دهيد او را به مرد دلخواه خود تبديل كنيد. او يك پروژه نيست كه شما روي آن كار كنيد. او همين است كه هست،اگر مي خواهيد اش بسيار خوب وگرنه كسي ديگري را پيدا كنيد. من به دنبال دختري هستم كه به ظاهر خود اهميت دهد بارزتر شوند. ولي همه وقتتان را جلوي آينه نگذاريد! دوست دارم دوست دخترم با دوستانم كنار بيايد (چه دختر و چه پسر) را كنار بگذارد . اگر نمي توانيد خوب صحبت كنيد، اصلاً صحبت نكنيد. اگر مايل نيستيد به جمع آنها بپيونديد به او اجازه گذراندن اوقات را با دوستانش بدهيد. دوست دارم وقتي به من نگاه مي كند، عشقش را احساس كنم دوست دارم احساس كنم براي دوستم واقعاً عزيز هستم نتيجه دلخواه شما را به همراه ندارد، ازتلاش او تشكر كنيد. هيچ چيز بدتر از اين نيست كه در نتيجه زحمات به انسان گفته شود، من اصلاً از اين چيزها خوشم نمي آيد“ او را به خاطر اينكه فكر شما را نمي خواند سرزنش نكنيد. از او به خاطر نكات مثبت شخصيتي اش قدرداني كنيد. مي خواهم در زمان سختي هم، همراه من باشد مشكل او جدي است در حل آن به دوست خودكمك كنيد. به ياد داشته باشيد كه كسي كه در مشكلات غوطه ور است نمي تواند يك ارتباط عاشقانه برقرار كند. شما بايد مثل يك دوست واقعي ولي طوري كه خود دچار مشكل نشويد به او كمك كنيد. عشق نبايد حتماً عميق باشد، يك دختر بايد توانايي برقراري رابطه معمولي را هم داشته باشد هم براي نشان دادن علاقه وجود دارد. از دختران حسود خوشم نمي آيد ترشرويي با او برخورد كنيد، در اشتباه هستيد. اين حس حسادت نشان مي دهد كه شما به او اعتماد نداريد. من يك دختر تك مي خواهم كنيد. نگرش هاي و عقايد خود را پرورش دهيد. علاقه داشتن به دوستتان به تنهايي كافي نيست او هم بايد به شما علاقه مند شود. خانواده من كمي عجيب هستند، ولي دوست دارم دوست دخترم هم مثل آنها عجيب باشد احترام صحبت كنيد. دوست دارم ، دوست دخترم همواره به من بگويد كه مرا دوست دارد دوستتان دارد شايد منتظر است شما اول بگوييد. دوستش داريد. |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/11/19ساعت 14:4 توسط احسان |
|
|
چارلی چاپلين به دخترش: تا وقتی قلب عريان كسی را نديدی بدن عريانت را نشانش نده هيچ گاه چشمانت را برای کسی که معنی نگاهت را نمی فهمد گريان مکن قلبت را خالي نگه دار اگر هم يه روزی خواستی كسی را در قلبت جای دهی سعی كن كه فقط يك نفر باشد به او بگو كه تو را بيش تر از خودم و كمتر از خدا دوست دارم زيرا كه به خدا اعتقاد دارم وبه تو نياز دارم
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/10/29ساعت 1:46 توسط احسان |
|
|
نمی بخشمت ....
بخاطر تمام خنده هايی كه از صورتم گرفتی
بخاطر تمام غمهايی كه بر صورتم نشاندی
نمی بخشمت ....
بخاطر دلی كه برايم شكستی
بخاطر احساسی كه برايم پرپر كردی
نمی بخشمت ....
بخاطر زخمی كه بر وجودم نشاندی
بخاطر نمكی كه بر زخمم گذاردی
و می بخشمت .... بخاطر عشقی كه بر قلبم حك كردی |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/10/16ساعت 0:54 توسط احسان |
|
|
بعد از مرگم مرا در تابوت سياهی بگزاريد
تا همه بدانند در تاريكی به سر می برده ام
دستهايم را از تابوت بيرون بگزاريد
تا همه بدانند به آنچه می خواستم نرسيدم
چشمهايم را باز بگزاريد
تا همه بدانند چشم انتظار از دنيا رفته ام
روی قبرم تكه يخی بگزاريد
تا مثل باران برايم اشك ريزد
و روی سنگ قبرم چيزی ننويسيد
تا همه فراموشم كنند |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/10/16ساعت 0:49 توسط احسان |
|
|
سلام به همه دوستای گلم ، خوبم ، مهربونم ، با صفا وعزیزم ووووووو...... راستش من از دوتا از کارهای جدید احسان خواجه امیری خیلی خوشم اومده بود فکر کردم که امکان داره شما هم خوشتون بیاد به همین خاطر شعر این دوتا کار رو براتون نوشتم امید وارم که شما هم خوشتون اومده باشه همیشه خوش باشید |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/09/30ساعت 21:3 توسط احسان |
|
|
اگه دستم به جدایی برسه اونو از خاطره ها خط میزنم از دل تنگ تموم آدم ها ازشب و روز خدا خط می زنم اگه دستم برسه به آسمون با ستاره ها قیامت می کنم ( نمی زارم کسی عاشق نباشه ماه و بین همه قسمت می کنم )
وقتی گاهی منو دل تنها می شیم حرف های نگفتنی رو میشه شنید میشه تو سکوت بین ما دوتا خیلی از ندیده ها رو میشه دید
قصه جدایی ما آدم هااااا قصه دوری ماست از خودمون دوری من و تو از لحظه عشق قصه ی سادگی گمشدمون
اگه دستم به جدایی برسه اونو از خاطره ها خط میزنم از دل تنگ تموم آدم ها ازشب و روز خدا خط می زنم اگه دستم برسه به آسمون با ستاره ها قیامت می کنم نمی زارم کسی عاشق نباشه ماه بین همه قسمت می کنم (باصدای احسان خواجه امیری) |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/09/30ساعت 21:2 توسط احسان |
|
|
نه میشه باورت کنم
نه میشه ازتو رد بشم
نه میشه خوب من بشی
نه میشه با تو بد بشم
نه دل دارم که بشکنی
نه جون دارم فدات کنم
نه پای موندن منی
نه میتونم رهات کنم
نه میتونه تو خلوتش دلم صدا کنه تورو
نه میتونم بگم بمون نه میتونم بگم برو
کجا برم که عطر تو نپیچه توی لحظه هام
قصه مو از کجا بگم که پا نگیره توی صدام
چه جوری از تو بگذرم
تویی که معنی منی
تویی که از منی اگر
تیشه به ریشم میزنی
نه ساده ای نه خط خطی
نه دشمنی نه همنفس
نه با تو جای موندنه
نه مونده راه پیش و پس
نه میتونه تو خلوتش دلم صدا کنه تورو
نه میتونم بگم بمون نه میتونم بگم برو
کجا برم که عطر تو نپیچه توی لحظه هام
قصه مو از کجا بگم که پا نگیره توی صدام
نه میشه باورت کنم
نه میشه ازتو رد بشم
نه میشه خوب من بشی
نه میشه با تو بد بشم
نه دل دارم که بشکنی
نه جون دارم فدات کنم
نه پای موندن منی
نه میتونم رهات کنم
نمیشه با تو باشم و اسیر دست غم نشم
فقط میخوام با خواستنت تاهستم از توکم نشم (باصدای احسان خواجه امیری)
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1386/09/30ساعت 20:53 توسط احسان |
|
|
شاپريه قصه من چرا دلت هوايی شد دست كدوم غرييه ای باعث اين جدايی شد اينجوری بيتابی نكن گريه به چشمات نمياد عاشق تو پر زد رفت ديگه سراغت نمي ياد عيبی نداره گل من اگه دلت رنگی شده اگه كه سهم هر شبت گريه دلتنگی شده اينو بدون ای گل من ديدينت آرزوم شده عمر روزای زندگی بدون تو تموم شده |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1386/09/20ساعت 20:38 توسط احسان |
|
|
صفحه نخست پروفايل مدير وبلاگ پست الکترونيک آرشيو وبلاگ عناوين مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام میکنم به همه کسانی که به این وبلاگ میان و من از حضورشون و دیدینت نظرات خوشگلشون خوشحال میشم
اسمم احسان و 23 سالمه و ساکن تهران . تا همین جا بسسه[چشمک][لبخند] |
| پيوندهاي روزانه |
|
__دکتر شاهکار بینش پژوه__ زندگي نامه حسين پناهي سياوش قميشي آرشيو پيوندهاي روزانه |
|
RSS
|